':. ترانه های پاپتی ':. (وبلاگ شخصی جواد نوروزی)

.:':. شعرهایی که مرا می نویسند ... .:':.

ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺟﻨﮓ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﺶ
ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ،
ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻝ ﻭ ﻣﺎﻩﻫﺎﯾﺶ
ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﺧﻼﺻﻪ ﮐﺮﺩ!
ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ
ﺍﺯ ﻣﺄﻣﻮﺭ ﺁﻣﺎﺭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺷﻤﺎﺭﯼ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ
ﺷﺎﯾﺪ
ﭘﺴﺮ ﻣﻔﻘﻮﺩﺍﻻﺛﺮﺵ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺮﮔﺸﺖ...!

* ﺟﻮﺍﺩ ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ﺗﺮﺟﻤﻪﯼ ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﻪﯼ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ "ﭘﺮﻫﺎﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺻﺎﻝ " ﻋﺰﯾﺰ

War
with all its scourges ,
can be squeezed in Wait.
And Wait
with all its months and years,
squeezed in one Day.

The Day the woman,
asks the census taker
to come back tomorrow.
Maybe
her missing son
returns from war.
____________________________________
Original poem in Persian: Javad Nowrouzi
Reproduction into English : Parham Farhang Vesal

+ * زمان درج مطلب: ٢٩ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ عکس العمل ()

کنار قفسش
پرنده صدایش نزنید
داغ دلش تازه می‌شود...!


*ﺟﻮﺍﺩ ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ

ترجمه به زبان روسی:

 

ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺳﯿﮕﺎﺭ؟
ﮔﻔﺖ:
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮﯼ ﻣﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻣﺶ...!

*ﺟﻮﺍﺩ ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ

ترجمه به زبان روسی:

 

مترسک بودم
کلاغ بودی
دوست شدیم!
دیگر مترسک نبودم!
کلاغ بودی!
نابودم کردند
کلاغ بودی
...!

*ﺟﻮﺍﺩ ﻧﻮﺭﻭﺯﯼ

ترجمه به زبان روسی:

 

ترجمه و انتخاب تصاویر لطفی بی منت بود از دوست فرهیخته‌ام

خانم دکتر Youltan Sadykova (استاد ادبیات دانشگاه مسکو)


+ * زمان درج مطلب: ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ عکس العمل ()

شعری از من:


جنگ را دوست دارم!
با آمدنش
مادرم دیگر مجبور نبود
پشت عینک آفتابی بزرگش مخفی شود
و سالی چند بار
کبودی‌های بدنش را
نشانِ قاضی‌های زبان‌نفهم بدهد!
جنگ
پدر را اسیر کرد
و ما را آزاد!
وقتی برگشت
دیگر نه پایی برای لگد مانده بود
نه دستی برای مشت!
حالا به لطف جنگ
ما جرأت پیدا کردیم
پدرم و صندلی ‌چرخ‌دارش را
دوست داشته باشیم!

* جواد نوروزے

 

ترجمه‌ی انگلیسی شعرم به لطف دوست نادیده‌ام (فیسبوکی) پرهام فرهنگ وصال:

 

*** A TRULY IMPRESSIVE AND INNOVATIVE POEM ***
----------
!I like the war

,After all
,Mom's not to hide behind her big sunglasses
Or to show all her bruises
!to any of those foolish judges

,That War
,Captured Dad
!And liberated us
,When he returned
,He had no legs to kick
!No hands to punch

,After all
,With the mercy of that War
,Now we dare to love
!Dad and his wheelchair
----------
* Original poem in Persian: Javad Nowrouzi
* Reproduction into English: Parham Farhang Vesal

+ * زمان درج مطلب: ٢٥ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ عکس العمل ()

 


رسیدی خط بـُطلانی روی تکرارها باشی
توان تازه‌ای در من برای بارها باشی

همه سلول‌هایم داشت با سلول خو می‌کرد
رسیدی تا شکافی بر تن دیوارها باشی

اگر دنیا برایم سربه‌سر غم بود حرفی نیست
به این دلگرم می‌مانم تو از غمخوارها باشی

یکایک آرزوهایم فقط معطوف یک چیزند
میان خواب خوشبختی تو از بیدارها باشی!

ببین بابا! وصیت نیست، اما خواهشی دارم
که گل باشی اگر روزی به جمع خارها باشی

اگر کوه غم آمد می‌رسد کوهی به کوه این‌بار!
من اینجایم که تو آسوده از آزارها باشی

برایم فرق چندانی ندارد... دوستت دارم،
تو آزادی که از بی‌دین و یا دین‌دارها باشی!

اسیر هیچ زنجیری نشو شأن تو در این است
که مثل نام زیبایت رها باشی رها باشی

*جواد نوروزے

 

رها نوروزی

+ * زمان درج مطلب: ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ عکس العمل ()

آدمو یاد بورس میندازه
بسکه توو فکر پول و بازاره
دفترش مثل حُجره‌ی تجّار
پُر از اوراقای بهاداره!

مثل یه دسته اسکناس شده
دفتری که ترانه‌هاش توشه
بدترین قافیه‌ست "شاعر" با
"تاجر"ی که ترانه می‌فروشه!

واژه‌ها حکم سکّه رو دارن
تووی جیب ترانه یخ کردن
به شکوفا شدن نمی‌رسه شعر
وقتی خاکو پر از ملخ کردن

دفترایی که بوی خون داشتن
حالا از عطر پول گندیده‌ن!
همه چی آرومه، چشا بسته‌س
تا شهادت ندن، نگن دیدن...

تا نگن زیر چتر نیم‌کاسه
کاسه‌های شکسته‌ی سر هست
اگه تاریخمون معطر شد
لای برگاش گلای پرپر هست!

تا نگن تا ابد نمیشه نشست
نباید با سیاهیا خو کرد
جوجه اردک کجا، کلاغ کجا
نمیشه هر سیاهی رو قو کرد!

پول اومد بالای ترانه رو چید
تا که رامش کنه، زمینگیر شه
میگه فریادش از نداریش بود
لال میشه هنر اگه سیر شه!

خشم و فریاد اعتراض هنر
وقتی با زور پول خوابیده
از هنرمند ِ سیر بیزارم!
سیر هر شکلی باشه بو میده...!


*جواد نوروزے

+ * زمان درج مطلب: ٦ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ عکس العمل ()

? صفحه بعد