':. ترانه های پاپتی ':. (وبلاگ شخصی جواد نوروزی)

.:':. شعرهایی که مرا می نویسند ... .:':.

سلام

 حدیث این روزها رو سخت بشه به زبان آورد ...

از زبان راوی دیگری بشنفیم :





« روایت میخ ! »


تــن دوده خــورده ی من ، حالا آغشته بـه خـونه



ســرخی ِ تنـــم حکـایت ، داره از غــربت خـــونه


خونه ای که تار و پودش ، نوری از جنس خدا بود


در  ِ خــونه قبــله گـــاه ِ حـاجتــــای آدمــا بـــود


پشـــت در نمــاز خونـو گـل ریحــانه شکســـته


ایــن مسافر بهشــتی ، از زمین بارشــو بسـته


مـن یه میـخ گــُـر گـرفته ، تو آتیش در نسوختم


بغـض داغ کوچه رو به سینـه ی ریحـانه دوختـم


آسمــون کـه بی تفـاوت شـاهد کشـتن نــوری


گـریه کن شاید با اشکات خونو از تنـم بشـوری


حملــــه ی لشکــر پاییــز ، به تــن گل بهــاری


گریــه کن دیگه بهونه واسه نشکستن نــداری


"آسمون بغضتو بشکـن !"1 کوچه لبریـز کویـره !


آب و جـارو کـن ، مسافر داره از این خونه میـره

*جواد نوروزی
89/02/15


*********************************************************************
پانویس :

1) وام گرفته از "نیلوفر لاری پور"

+ * زمان درج مطلب: ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ عکس العمل ()