ترانه: راضی به مردن - ':. ترانه های پاپتی ':. (وبلاگ شخصی جواد نوروزی)

.:':. شعرهایی که مرا می نویسند ... .:':.

« راضی به مردن »


ای اجل به داد این، خسته ی وامونده برس

که شدم بی کس و کار، که منم بی کار و کس

دیگه پیمونه ی من، پُره وقت رفتنه

اگه نوبتی باشه، نوبت مرگ منه

روزگار ای روزگار، نشدی یار دلم

حق من نبود که از، همه جا رونده بشم

روز خوش ندیدم و، از همه بریدم و

خط رو دل کشیدم و، ته خط رسیدم و

زهر غم چشیدم و، دیگه طاقت ندارم

من غریبم ای خدا، توی غربت نذارم

دیگه بسّمه خدا، حسرت و غربت و غم

سنگ زیر آسیا، دیگه کم آورده کم !

حالا که اینجا کسی، چشم به رام نمی مونه

حالا که کسی منو، لایقش نمی دونه

وقتی فرقی نداره، بودن و نبودنم

راضی ام به مردن و، رفتن جون از تنم.



*جواد نورزی

+ * زمان درج مطلب: ٢ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ عکس العمل ()