شعر و ترجمه - ':. ترانه های پاپتی ':. (وبلاگ شخصی جواد نوروزی)

.:':. شعرهایی که مرا می نویسند ... .:':.

شعری از من:


جنگ را دوست دارم!
با آمدنش
مادرم دیگر مجبور نبود
پشت عینک آفتابی بزرگش مخفی شود
و سالی چند بار
کبودی‌های بدنش را
نشانِ قاضی‌های زبان‌نفهم بدهد!
جنگ
پدر را اسیر کرد
و ما را آزاد!
وقتی برگشت
دیگر نه پایی برای لگد مانده بود
نه دستی برای مشت!
حالا به لطف جنگ
ما جرأت پیدا کردیم
پدرم و صندلی ‌چرخ‌دارش را
دوست داشته باشیم!

* جواد نوروزے

 

ترجمه‌ی انگلیسی شعرم به لطف دوست نادیده‌ام (فیسبوکی) پرهام فرهنگ وصال:

 

*** A TRULY IMPRESSIVE AND INNOVATIVE POEM ***
----------
!I like the war

,After all
,Mom's not to hide behind her big sunglasses
Or to show all her bruises
!to any of those foolish judges

,That War
,Captured Dad
!And liberated us
,When he returned
,He had no legs to kick
!No hands to punch

,After all
,With the mercy of that War
,Now we dare to love
!Dad and his wheelchair
----------
* Original poem in Persian: Javad Nowrouzi
* Reproduction into English: Parham Farhang Vesal

+ * زمان درج مطلب: ٢٥ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ عکس العمل ()