شعر: این شعر...

 سلام

امروز می خوام ناپرهیزی کنم و یه غزل براتون بذارم با زبان کلاسیک

البته به خاطر آهنگین بودنش می تونه به عنوان ترانه هم استفاده بشه ولی به هر حال قالب غزله



« این شعر... »

این شعر ضجه ای، از عمق جان بُوَد

مُهری به تارُکِ، پست زمان بود

این شعر ناله ایست از نای بی نوا

شکوایه ای از آزار جهان بود

این شعر مصحفی ست، از دفتر فغان

فریاد غم که در، کاغذ نهان بود

این شعر ساغریست، لبریز کینه ها

عالیجنابِ غم، ساقیِ آن بود

این شعر شاهدی ست، از عمق فاجعه

برگی ز حمله ی، باد خزان بود

این شعر قطره ایست، از جام خون دل

بازیچه دل به دست این و آن بود

این شعر ذره ای، از کوه غصه هاست

کوهی که بر دلم، باری گران بود

این شعر اخگری، از آتش غم است

در سینه فتنه ی، آتش فشان بود

این شعر گوشه ایست، از سفره ی دلم

شاعر ز وصف این، غم ناتوان بود



*جواد نوروزی
/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سودابه

سلام جوادجون دادشی گلم<br>الان متوجه شدم ممنون<br>من کلاباوزن خیلی مشکل دارم براهمینم شعرنمیگم یعنی شعروترانه میگم و مینویسم امایکم وزنش ایرادداشته باشه بدلم نمیشینهسلام آبجی جونم<br>نمی دونستم شعر و ترانه میگی<br>چطور تا حالا تو انجمن چیزی ازت نخوندم؟<br>کنجکاوم کردی<br>باید چند تاشو بذاری تو تاپیک ترانه حالا که اینجوری شد<br>آبجی ترانه بگه و داداشش خبر نداشته باشه ؟ deha !!!

عسل تلخ

"آهان<br>اون که دیگه حل شد بابا<br>آدرس بدین پست کنم براتون !!!"<br>حقمو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخ جووووووووووووووووووووووووووووووووووون<br>میلاد خان ببین خیلی هم خشونت خوب نیست زبون خوش هم جواب میده گاهی<br>ئههههههههههههههههه اصنشم که<br>جوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااب

منصوره

سلام .....<br><br>نوشته هات دلی و بارونی بود<br><br>به منم سر بزن خوشحال میشم خیلی خوش اومدی منصوره جان<br>حتما سر می زنم.

عسل تلخ

باز ما زیر دست و پا له شدیم؟ای بابا!<br>دیگه کجا؟

عسل تلخ

تو همش بزن من و له کنا خب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<br>دوتا برو بالا.....................

محمد (محسن چاوشی)

سلام جوادجون خوبی ؟<br>آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآپیم<br>بدو بیا

ترانه

_چرا توی کشور ما زنان اینقدر نادیده گرفته میشن؟<br><br>_به نظر شما میزان تحصیلات پدر و مادر در تربیت فرزند و رابطه والدین و فرزندان و حرف شنوی فرزندان از پدر و مادرشان تاثیر گذاره؟(در صورت تمایل اگه نمونه ای به عنوان مثال در خانواده و نزدیکان سراغ دارید ذکر کنید)<br><br>سلام دوست من<br>من به روزمم با 2 تا سوال جدید.<br>اگه دوست دارید کمک کنید تا با هم به سوالات جواب بدیم به من سر بزنید و خوشحالم کنید.<br>اگه هم دوست ندارید اشکال نداره.چون ما شما رو دوست داریم.<br>خانه ی دوست منتظر شماست

وحید عسکری

سلام دوست من<br><br><br> ممنون از حضور تون و صحبتتون<br><br><br><br><br> با هم بیشتر در آینده اشنا خواهیم شد<br><br> باز هم تشکر<br><br> و خوشحال می شم از به روز شدن وبتون آگاه بشم<br><br><br>___________________________________<br><br><br> وبلاگ کارت پستال وحید عسکری<br><br>www.cartpostal-vv44.blogfa.comخوش آمدی وحید جان<br>امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم

تینا

سلام<br>خوب بود ولی من ترانه هات رو بیشتر می پسندم.<br><br>توی این مصرع هم یکم وزنش مشکل داره به نظرم.<br><br>بازیچه دل به دست این و آن بود<br><br>ولی کلا خوبه.<br>سلام<br>خوب ترانه گفتن راحت تره<br>غزل هزار و یک جور قانون داره ( که البته من خیلی پایبند قوانین وزنی و عروضیش نیستم و معمولا از اوزان مرسوم عروضی تبعیت نمی کنم و غزلام فقط قالب کلی غزل رو دارن و با وزنای عجیب و غریب جدید )<br>آره هم اون مصرع و هم بیت دوم<br>قبلا هم گفتم البته<br>سکوت بین پاره های مصرع ها توی این دو بیت وسط مصوت یک کلمه افتاده.

narges

واقعا شعرهات محشره من همین طور مانم برده بود وقتی خوندم