حالم بی تو چقدر خوب است...

گوشه ی این اتاق نشسته ام
و دارم زور می زنم
تا آغوشم را
که بهانه ات را می گیرد
با زانوهایم گول بزنم !

از رفتنت
روزهای زیادی گذشته
برای کسی که شب و روزش را
بیداری و زُل زدن ها یکی کرده
واژه ی "زیاد" دقیق ترین مقداری ست
که می تواند
روزهای بی تو را متر کند !

از وقتی رفتی
خیلی فعال شده ام !
می دانی
آنقدر نبودنت با من بود
که چند باری
دکوراسیون این خانه ی جهنمی را عوض کرده ام !
اما
آنقدر خوش عکسی
که تصویرت در گوشه و کنار هر چیدمانی
خودش را جا می دهد !

این روزها
تا می توانم
به جای تو
دوست جدیدم را می سوزانم !
شاید دوده ی این سیگارها
خاطره ی قاب عکست را
روی دلتنگی دیوار اتاق خواب
پُر کند !

کاش قبل رفتنت
همینقدر سیگاری بودم !
آنقدر که خاکستر سوختن سلولهای ریه ام را
سُرفه هایم
سرتاسر این محله،
این کوچه های عنکبوتی
پهن می کرد
و رد پایت پاسخی می شد
برای سوال چشمهایم

گوشه ی این اتاق نشسته ام
توی مِـه
توی خاکستر
توی بغض
توی سکوت
می بینی؟
همه چیز دارد فریاد می زند
که حالم بی تو
چقدر خوب است...!!!

 

*جواد نوروزی

/ 66 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابراهیم حاج محمدی

سلام به روزم. چرا نمی یای؟ منتظر حضور و نظرت هستم. [گل] ابراهیم حاج محمدی http://27042704.blogfa.com

بچه های انرژی اتمی

چرا به روز نمیشی؟ها؟اها فهمیدم باید به زوربیارمت تو,قهرشدی؟من دوست ندارم کامت بذارم واسه دوستام.ولی ازبس نیومدی مجبورم کردی...زودتر بیا تامانرفتیم...خیلی وقته میخونمت ...بار بعدی اومدم نبینم خونه سوت وکوره....دنیاروخراب میکنما!اق جوادی مخلصیم درحدانرژی اتمی...برقرار باش, یاحق

بچه های انرژی اتمی

چرا به روز نمیشی؟ها؟اها فهمیدم باید به زوربیارمت تو,قهرشدی؟من دوست ندارم کامت بذارم واسه دوستام.ولی ازبس نیومدی مجبورم کردی...زودتر بیا تامانرفتیم...خیلی وقته میخونمت ...بار بعدی اومدم نبینم خونه سوت وکوره....دنیاروخراب میکنما!اق جوادی مخلصیم درحدانرژی اتمی...برقرار باش, یاحق

بچه های جیگر انرژی اتمی

سلام اق جوادی..باشه نیا..جوادی هم جوادی های قدیم..از رومعرفت هم که بود جواب سلام میدادن...حداقل بگوزنده ای خیالمون راحت شه!(یک نفرمیخندید_من به چه دلهره هنگامی که سیب راازباغچه ام دزدیدند_من دویدم پی اوتابگویم که بایست_پسرک میلرزید دخترم بود که میخندید_ومن حیرت زده واشفته سیب دندان زده رادیدم که افتاد به خاک_من نمیدانستم که نگاهم محوچشمان پرازبغض پسرباشدیاوجود پراز لرزش دخترکم_شایدم بربدن خاک خورده سیب_پسرک ماند دخترم رفت_سیب دندان زده میغلتیدبه خاک_همه می ازارنددل باغبان پیر باغچه کوچک همسایه را_سالهاست دل غم زده ام درپی این است که دران عصرپرازخنده وبغض_چه گذشت ازپی دلهای پرازدلهره دوعاشف_نمی دانم _ونمیدانم که چراباغبان باغچه همسایه ام_لیک میدانم همه اندیشه کنان غرف دراین پنداریم_که چه میشداگرباغبان وباغچه سیب همسایه نبود)این هم ازمن بود..نظرت چیه؟[سوال][کلافه][منتظر][افسوس][نگران][زودباش][دلشکسته]

بچه های انرژی اتمی

اق جوادی چی شدی؟هنوز تصمیم نگرفتی یه سربزنی؟باشه نزن..توی بغض توی سکوت ..همه چیز دارد فریاد میزند..که حالم بی تو چقدر خوب است..خودت باورش داری ای قسمت از شعرت رو؟

بچه های انرژی اتمی

اق جوادی چی شدی؟هنوز تصمیم نگرفتی یه سربزنی؟باشه نزن..توی بغض توی سکوت ..همه چیز دارد فریاد میزند..که حالم بی تو چقدر خوب است..خودت باورش داری ای قسمت از شعرت رو؟

kazhal

امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده … تنهای تنها میون این همه آدم ... - - - کژال-روستای دلم