شعر: رکعت شکسته

شب 19 رمضانه

این غزل هدیه ایه از جانب امیرالمومنین(ع) به این حقیر

توی این شبای پر برکت التماس دعا دارم.



« رکعت شکسته »

چـه رخ داده که عـالم ظرف غم شـد

ز دنیا یک الــف گویی که کم شـد

جهــان ظرفیّـــت عرشش نبــوده

کـه عرش از ترک او ثابت قدم شـد

زمـین زیـر قدومــش منقلـب بـود

کـواکب با رکـوعش جمله خم شـد

عجب سُرخینه گیسویی به سر داشت

کـه موج زلف و ابرو جفت هم شـد

بـه فرق عـرش اعـلا بوسـه دادن ؟

چه فیضی روزی شمشیر و سم شد !!

نـوای رستگـاری زیـر لب خوانـد

کـه مولود حــرم فُـوز حـرم شـد

عبـادت تا قیامـت زیر دِین اسـت

کـه سجـاده ز خـونش محترم شـد

از آن محراب و آن بشکسته رکعت

لوای حق در ایـن عالم علـم شـد



*جواد نوروزی
/ 25 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چکاوک

سلام اقا جواد شعرتون قشنگ بود به نظر من شهر گفتن درباره اهل بیت هم جسارت میخواد هم سعادت شما هر دو رو داشتید و کارتون هم خوب از اب دراومده موفق باشید در مورد ترانه هاتونم باید بگم کاراتون از لحاظ وزن و قافیه در حد خیلی خوبییه محتوی هم داره اما خیلی عنصر خیال و تصویرپردازیهای جذاب نداربعضی از واژه ها هم خیلی مستعمله ولی در کل کاراتون قشنگه موفق باشیدسلام چکاوک عزیز<br>بابت همه ی تعریفاتت ممنونم<br>درباره ضعف در تصویر سازی و استفاده از کلمات مستعمل توی ترانه هایی که اینجا گذاشتم حق با شماست<br>امیدوارم تران هایی که در آینده می ذارم روند بهتری به خودشون بگیرن<br>البته اگر گذار چکاوکا این طرفا بیفته !

محمد حسین

جواد جون خصوصی داری.محمد جان تو یاهو ادت کردم<br>بیا اونجا حرف می زنیم

مسعود عباسی

سلام<br>ممنون از لطف شما<br>موفق باشید...<br>خوش اومدین<br>خوشحال می شدم درباره کارا نظر می دادین<br>به هر حال ممنون

محمد حسین

دیدم چکاوکا این طرفا هم میان یاد یه شعر افتادم گفتم بذارم اینجا<br><br><br><br><br>کجای این جنگل شب پنهان شدی ؟ خورشیدکم !<br><br>پشت کدوم سد سکوت پر میکشی؟ چکاوکم !<br><br>چرا به من شک میکنی ؟ من که منم برای تو !<br><br>لب ریزم از عشق تو و سر شارم از هوای تو !<br><br>دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو ؟<br><br>پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو ؟<br><br><br>مرسی محمد حسین جان<br>به خاطر ترانه ی زیبای استاد جنتی عطایی که یادآوری کردی ممنونم

شیرین عسل

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام<br>"به به<br>عسل جان کجایی شیرینی جدید بگیری !!!"<br>دایی جان شوما که نذاشتی اون سری ما شیرینی بگیریم<br>خب چه خبر دایی؟اومد نظر پربار بدما<br>دیگه نقطه چین نذاشتم برات هیچی همینطوری هم نگفتم<br>امروز خیلی حال دادم بهت نظرم خیلی پربار شدآخ آخ ببخشید باز زبون درازی کردم الان زبونمو گاز گرفتم که دیگه بیرون نیاد<br>راستی دایی یه سوال:<br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br>&

حامدعسکری

سلام خوندمت خوب بود موفق باشیخوش اومدی آقای عسگری عزیز

محمد حسین

شیرینی چیه دیگه چیه مردم شهر ناراحتن <br>ولی آقا دیروز اندازه کل عمرم به این سرهنگه خندیدم.نترس بابا نخواستیم !!!

GHASEM ASKARI

سلام جواد جونم .تپلم.چطوری جیگر طلا خوبی عزیز دلم . قلوه. باقلوا.<br>نخود. زرشک. شی میکنی . کجا میپلکی. نکنه ورچلیدی یادی اما نمیکینی حتما باید ما بزنگیم چرمنگ . بیام آره.<br>عزت زیادبه به<br>چطوری قاسموق !!!<br>خورپی؟<br>میام پیشتون حالا غاز قولنگ !

سارای

سلام وبت خیلی جالب و قشنگه دوست داشتی به منم سر بزن

سارای

سلام وبت خیلی قشنگه اگه دوست داشتی به منم سر بزن خوشحال میشم