پنج تا کوتاه !

1)

تو به "حال" خودت فکر می کنی

و او به "آینده" ی فرزندش !

و در خانه اش

پذیرایی به اتاق خواب رفته است...!

آرشیتکت این نقشه ی عجیب کیست ؟!!!



*جواد نوروزی


2)

لبخند که می زنی

لرزه بر جانشان می افتد

واژه ها

توان توصیفت را ندارند !

حتی اگر خود ِ حافظ باشم ...!!!


*جواد نوروزی


3)

زیر این همه فشار

در فضا می پیچد

صدای مچاله شدنم

دریغ که مردم شهر

همه ایمان دارند

"ژان وال ژان" فقط یک افسانه بود ... !!!


*جواد نوروزی


4)

این روزها پای ایمان همه لنگ می زند !

بانو !

چشم هایت را برای ساعتی به خدا قرض بده...!!!


*جواد نوروزی


5)

چشمهایم ،

چشمهایت

آیینه هایی زلال

روبرو که باشیم

"عشق"

تکثیر می شود

تا ابدیت...!!!


*جواد نوروزی

/ 9 نظر / 21 بازدید
الهه زاهدی

سلام شعرای خیلی قشنگی بود...خسته نباشی!

جلیل طاهری(زیر تیغ)

سلام جنااااب نوروزی...دوباره بعد از 6ماه زحمت براتون آوردم...به روزم...چشم انتظارتون...

سید مهدی ابوالقاسمی

سلام جواد جان .....خیلی قشنگ بودن :) منتظرتم با چند کوتاه و غزلم :)

از یاد رفته!

سلام... دوست داشتنی بودن... مرسی...

نیوشا نوع خواه

درود بر شما از دست نوشته های شما بسیار لذت بردم چه نگاه زیبایی دارید و این بینش عمیق را چه زیبا در دل تشبیهات متجلی کرده اید ... آینه هایی که عشق را تکثیر می کنند ... آن هم تا ابدیت ... هم تصویر دو آینه در ذهن زنده می شود که انعکاسی پایان ناپذیر دارد هم حقیقت و زیبایی عشق احساس می شود ... تحسینتان می کنم... پیروز باشید با احترام و افتخار

اردلان نوری

سلام جواد عزیز آرشیتکت این نقشه ی عجیب کیست ؟!!! [گل][گل][گل]