ترانه: پاییز بی تو

« پاییز بی تو »


دوباره فصل پاییز و میشم از خاطره لبریز


تو رقص برگای خشک و تب ابرای بارون ریز

تو بهت پرتو خورشید از این بازی ابر و باد

هوا خورشید و ابر و باد و با هم تو خزون می خواد!

عجب نقاشی نابی رو بوم برگ پاییزه

ولی با غیبت چشمات همه رنگا غم انگیزه

مَلَس روزای پاییزی مرور با تو بودن هاست

ولی نه، خِش خِش برگا، صدای پرسه ای تنهاست!

به یاد روزایی که با تو رو برگا غزل گفتم

ترانه می گم و پیش پاهات با برگا می افتم

به یاد آخرین باری که پاییزو بغل کردیم

عجب همرنگی تلخی، مث برگاش الان زردیم

تو زرد از غربت و من زرد از این دوری رنج آور

طلوع کن ماه من برگرد، تو مهر، آبان، یا تو آذر!



*جواد نوروزی

04/07/88
/ 25 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رستم عجمی

سلام دوست عزیز با یک خاطره از تاجیکستان و چند غزل از شاعران سر زمینم به روزم و چشم به راهتان

امیر حسین آکار

سلام<br>ممنون از حضورتون<br>ترانه زیبایی خواندم و لذت بردم<br>یاعلی

بهمن عشاق

سلام<br>جواد جان منو ببخشید<br>چشم سعی میکنم هر موقع اپ کردم خبرت کنم<br><br>دوست دارم<br><br>بهمن عشاق

پوریا

سلام جوادجان<br>در اغاز عرض پوزش دارم بدلیل اینکه دیر امدم ..سرم شلوغ بود..ببخشید...<br>کارت زیبابود...من با کارات ارتباط خوبی برقرار می کنم....هم مملو از حس بود وهم قواعد بسیار استادانه رعایت شده بود<br>بهت تبریک میگم.<br>جورچین ترانه بروز هست ومنتظر حضور سبز ونظر مفیدت<br>قلمت وخودت جاودان وسبز باشید

بهاره مکرم

سلام<br>ممنونم از حضور و محبت شما.<br>در حقیقت پر از حرفم و ترانه اما ترس دزدی های فضای مجازی از نوشتن ترانه منصرفم میکنه.<br>درد دل کردن هم تقسیم غم هست و دوست دارم بیشتر شادی هام رو با دوستانم قسمت کنم.<br>باز هم سپاس از حضور شما<br>موفق باشید

جواد

سلام داش جواد<br>ما هم آپیم بیای خوشحالم میکنی<br>راستی لینکم کن<br>دمت گرم و سرت پایدار

شقایق جبرئیلی

سلام دوست عزیز<br><br>ممنونم از نظرتون<br><br>فکر نمیکنم مشکل قافیه ای وجود داشت توی ترانه ام

پوریا

سلام جواد جان<br>مرسی که لطف کردی وسر زدی و وقت گذاشتی ونظر نگذاشتی.<br>جوادجان کجای قالب سیاه است؟زمینه اش سفید سفیده!!!!حتما واست باز نشد کامل!<br>ولی بد نیستا!زمینه سیاه باشه!با سیاه هم کارام وتایپ کنم! حداقل یه خورده دنبالش می گردند<br>مرسی عزیزم از لطفت.<br>اما نقد نقدت!<br>جواد جان من کارام رو به صورت کامل نمیزارم...اون جایی که میگه(ناله کنم هردم) مخصوص اخر کارست واین وسط چند بیت را نیاوردم نامحسوسی این قسمت نیز به همین دلیله وکاملا حق باتو<br>اما کلمه ناودون...اصلا قصد اولیه ام کار کلاسیک نبود .بی شک میشه خیلی از واژگان دیگه رو جایگزین این کلمه کرد ولی من مخصوصا این کلمه را اوردم<br>در کل ازت خیلی ممنونم .هم از حضورت وهم از راهنماییت که بسیار هوشمندانه واستادانه بود.<br>دوست دارم وبرات بهترین ارزوهارا می کنم

پوریا

سلام<br>نه باور نمی کنم!!!باورنمی کنم که دیشب قالب برات سیاه باز شد<br>جوادجان میدونم که قالب برات سیاه باز شد....خوب پرسین بلاگ خواست اذیتت کنه دیگه!بد نشد که حداقل یه خورده دنبال شعر گشتی.که از این بابت بهت خسته نباشید میگم<br>شاد باشی جوادعزیزم.

فریده

سلام جواد جان<br>ببخشید که با این همه تاخیر اومدم.آخه کامپیوترم خراب بود و با کلی زحمت حالا درست شد .تا اومدم هم به وبلاگ تو سر زدم.<br>ترانه قشنگی بود .ولی واژه ملس یه کم تو شعرت ثقیل بود .البته این نظر منه.<br>برم غزلات رو بخونم.<br>یا حقسلام فریده جان<br>ممنون که سر زدی و تشکر از لطفت<br>در مورد ملس هم اتفاقا یکی از دوستان نظر داده که ترانه رو سبک کرده !